بلاگ
روزنه

روزنه

آنچه در گذشته اتفاق افتاده است و تمام شده است…

ادامه مطلب...
حفره

حفره

مثل اینکه لازم است یک چیزهایی بنویسم. حرفی ندارم، یک کلمه هم در اختیار ندارم. مثل اینکه زلزله‌ای همه دیوارها و سقف‌ها و خانه‌ها و علایم آب و آبادی را آوار کرده است، درهم ریخته است. فعلا باید چادری زد و نانی و پتویی، همینقدر که از سردی و گرسنگی نمی‌میریم شاید باز بر روی […]

ادامه مطلب...

فراموشی

همه‌ی آدم‌ها عوض می‌شوند، ظاهرشان، رفتارشان، کارشان، شهرشان، کشورشان، و حتی همسرشان.. خاطراتشان اما نه.

ادامه مطلب...

چای

ول کن جهان را، چایت سرد شد…

ادامه مطلب...

بازی تنها

در این بازی تنهایی که به تنهایی باید….

ادامه مطلب...

آزمون هلو

آزمون هلو و کتاب را در خانه‌ی من ببینید…

ادامه مطلب...

زخم زبان

من قوم و خویش شمس تبریزم…

ادامه مطلب...

دل

دل است دیگر‌..

ادامه مطلب...

سیگار

من گریه‌ام را با سیگار…

ادامه مطلب...

پیکان

پیکان تنها یک وسیله‌ی نقلیه نیست…

ادامه مطلب...